روی کدوم مدارهستیم؟
اموزش مفاهیم قانون جذب و روانشناسی موفقیت

روی کدوم مدارهستیم؟

قبل از اینکه بدانید اصلا ماجرا چیست، می‌خواهم بگویم اگر می‌خواهید بیایید روی پله‌های بالاتر، لطفا برگردید و تمرینات مقالات قبل را انجام دهید!

درس شیمی دبیرستان یادتان هست؟!

نمی‌دانم چندساله هستید و یا در چه رشته‌ای تحصیل کرده‌اید، ولی به نظرم همه‌ی ما درس‌های کم‌وبیش مشترکی را با هم در دوران مدرسه گذرانده‌ایم. یکی از این درس‌ها، مدارهای اتمی در درس شیمی بود!

مدار انرژی

هر اتم با توجه به سطح انرژی که داشت، در یکی از این مدارها قرار می‌گرفت. حالا ما می‌توانستیم با انرژی دادن و یا انرژی گرفتن از این اتم‌ها، جایگاه و در واقع مدار اتم‌ها را عوض کنیم.

مدارهای زندگی ما!

فکر کنید ببینید اگر این مدارها در زندگی ما وجود داشتند، ما روی کدوم یکیشون بودیم؟ اصلا ویژگی‌های مدارهای زندگی ما چیستند؟

روی چه مداری هستیم؟

اگر مقاله‌ی فرکانس رو خونده باشید، می‌دانید که هر فکر ما و هر عمل ما، یک فرکانسی دارد که مطابق اون، تجربیات زندگی ما شکل می‌گیرد.

در تئوری مدار، گفته می‌شود که گفته‌ میشود که دنیای، پر است از مدارها و ما با توجه به فرکانسی که بیشتر ارسال می‌کنیم، در هر یک از جنبه‌های زندگی، روی یکی از این مدارها زندگی می‌کنیم و دسترسی به مدارهای بالاتر و پایینتر خود نداریم. حالا یعنی چه؟ در ادامه متوجه خواهید شد!

مدار ثروتمندی ما

فرض کنید مدارهایی وجود دارد که مشخص می‌کند ما چه مقداری پول دربیاوریم. مثلا اولین مدار، مدار یک میلیون تومان در ماه است. دومی، دومیلیون تومان و …

این تئوری بیان می‌کند که ما برحسب اینکه چه فرکانسی ارسال می‌کنیم و چقدر از قانون جذب استفاده می‌کنیم، در یکی از این مدارها قرار می‌گیریم و هرگز دسترسی به مدارهای بالاتر و پایینتر را نداریم. به عنوان مثال، کسی که روی مدار ۱۰ میلیون تومانی قرار دارد، امکان ندارد در یک ماه درآمدش به ۱۲ میلیون تومان برسد. همچنین حتی اگر به دلیلی یک ماه نتواند کارش را انجام دهد، موقعیت‌های جدید پولسازی برایش فراهم می‌شود که درآمدش را به ۱۰ میلیون تومان برساند.

یا مثلا کسی که در مدار ۲ میلیون تومانی قرار دارد، امکان ندارد ایده‌ای به ذهنش برسد که سود ۱۰ میلیون تومانی برایش داشته باشد! در مقالات بعدی قطعا توضیحات مفصل‌تری در مورد تئوری مدارهای زندگی داده خواهد شد.

مدار سلامتی ما

خیلی از آدما، دیگه حداقل ماهی یک بار رو سرما می‌خورن! خیلی هم ربطی نداره که هوا سرد باشه، گرم باشه، تمیز باشه یا آلوده! شاید شما هم امثال این افراد را دیده‌باشید… من که در بیمارستان کار می‌کردم، حداقل هفتگی با یکی از این عزیزان ملاقات داشتم!

چرا؟ یک نفر مثل آن‌ها بسیار زیاد مریض می‌شود و یک نفر مثل من آخرین سرما خوردگی‌اش برمی‌گردد به دو سه سال پیش؟

دقیقا تئوری مدارها، همینجا معنی و مفهوم پیدا می‌کند. فرکانسی که من ارسال می‌کنم این است که بدن من بسیار قوی و مقاوم است. به دلیل ارسال همین فرکانس و ارتعاش هست که من در مداری قرار گرفتم که در آن سرماخوردگی و یا حال بد وجود ندارد! (یا اگر داشته باشد بسیار سریع رفع می‌شود.)

اما شخصی که مدام مریض احوال می‌شود، واضح است که فرکانس ذهنی او این است که بدن من (مثلا) در مقابل سرما حساس است و من زود مریض می‌شوم. آن‌ها تعجب می‌کنند، اما شما که الان قضیه را می‌دانید، متوجه هستید که دنیا چقدر قانونمند کارش را انجام می‌دهد.

تمرین شما

در این مقاله، تمرین تفکر دارید!

باید به سوالات زیر عمیقا فکر کنید و برای خودتان آن‌ها را تجزیه و تحلیل کنید.

روی کدام یک از مدارهای درآمدی قرار دارید؟

روی کدام‌یک از مدارهای سلامتی قرار دارید؟

چه مدارهای دیگری در زندگی وجود دارد؟ و شما در هر جنبه روی کدام مدار هستید؟

چرا روی این مدار هستید؟

چگونه می‌توانید به مدار بالاتر مهاجرت کنید؟

پاسخ سوال آخر را در مقالات بعدی خواهم نوشت!

ایمانوئل آبگینه ساز

ایمانوئل آبگینه ساز هستم. مدرس و مربی روانشناسی موفقیت و قانون جذب. به مردم کمک می کنم تا با استفاده از قوانین الهی، آسان‌تر و البته سریع‌تر به خواسته‌هایشان برسند!

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید